مرتضى مطهرى

57

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هميشه مجموع جلو رفتن‌ها بيشتر از مجموع برگشتن‌هاست ؛ مثلًا ده قدم جلو مىرود ، پنج قدم برمىگردد ، باز ده قدم ديگر جلو مىرود ، باز هشت قدم ديگر برمىگردد و همين‌طور ، ولى در مجموع جلو مىرود . اين است معنى آنچه كه عرض مىكنم ، نه اينكه مثلًا ما ايرانيها امروز حتماً از ايرانِ ده قرن پيش جلوتر هستيم يا اين قرن بيستم مسيحى حتماً از قرن هفتم مسيحى جلوتر است . - اگر با اين بيانى كه فرموديد در نظر بگيريم تقريباً مىشود اين‌طور گفت كه بشريت در مجموع از قديم جلوتر است . استاد : يعنى اگر ما مجموع زمانها را و به عبارت ديگر بشر را از روزى كه [ تمدن و فرهنگ خود را ] آغاز كرده در نظر بگيريم ، شك ندارد كه امروز جلوتر است . اگر ما بشر امروز را با اوّلى كه وارد تمدن و فرهنگ خود شد مقايسه كنيم از همه جهت جلوتر است ، و اگر جلوتر نمىبود نمىماند ؛ يعنى در طبيعت ، يك موجود اگر صلاحيت براى بقا نداشته باشد معدوم مىشود . محال است كه چندين هزارسال بر بشر بگذرد و در تمام اين چندين هزارسال بشر رو به عقب برود و روى زمين [ باقى ] باشد . بنابراين ، آن نظريهء هگل و روح زمان ، اگرچه به شكلى كه او گفته ما قبول نداريم ولى به يك شكل ديگر اين مطلب قابل توجه است كه جامعه يك وحدت و يك شخصيت دارد و قهراً همان شخصيتش را مىتوانيم « روح جامعه » يا « روح ملت » بناميم . فرهنگ بشرى و فرهنگ ملى چند شب پيش در روزنامهء اطلاعات شخصى به نام فرهت قائم مقامى مقاله‌اى نوشته بود . دو سه مقالهء اولش بد نبود ولى بعد ديگر مقاله‌اش به نظرم ارزشى نداشت . البته در بحثهايش بعضى حرفها خوب بود و بعضى ايراد داشت . بحثى كرده بود راجع به تمدن و فرهنگ كه فرقى مىگذارند ميان تمدن و فرهنگ و مىگويند تمدن همگانى است ، يعنى تمدن به هيچ قومى اختصاص ندارد ، ولى فرهنگ رنگ ملى دارد ، يعنى هر ملتى فرهنگ خاص خود را دارد و فرهنگ هر ملتى همان روح آن ملت است . اين مبتنى بر همان نظريهء خاص دوركهيم و امثال او در باب جامعه است كه جامعه خودش يك روح دارد ، روحش همان فرهنگش است ، و هر ملتى مادام كه فرهنگش باقى باشد باقى است و اگر فرهنگش از بين برود او ديگر از بين رفته است و اين است كه مىگويند براى اينكه ملتى را از بين ببرند اول فرهنگش را از او مىگيرند ، فرهنگش را كه از او بگيرند روحش را از او گرفته‌اند ، وقتى روحش را از او بگيرند ديگر او مرده است ، يك لاشه بيشتر نيست و ديگر نمىتواند